آسیابر سیاهکل در دهه ی 50
فرهنگ به معنای ارزشهای مشترک میان افراد یک گروه است. 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

اتل متل يه بابا

اتل متل يه بابا  -  دلير و زار و بيمار – اتل متل يه مادر – يه مادر فداكار – اتل متل بچه ها – كه اون ها رو دوست دارن – آخه غير اون دو تا – هيچ كسي رو ندارن – مامان ، بابارو مي خواد – با با عاشق اونه – به غير بعضي وقت ها – بابا چه مهربونه – وقتي كه از درد سر-  دست مي زاره رو گيجگاش – اون باباي مهربون – فحش ميده به بچه هاش – همون وقتي كه هر چي – جلوش باشه ميشكنه – همون وقتي كه هر كي – پيشش باشه ميزنه – غير خدا و مادر – هيچ كسي رو نداره – اون وقتي كه بابا جون – موجي ميشه دوباره -  دويدم و دويدم – سر كوچه رسيدم -  بند دلم پاره شد – از اون چيزي كه ديدم - بابام ميون كوچه – افتاده بود رو زمين – مامان هوار مي زد – شوهرمو بگيرين – مامان با شيون و داد – مي زد توي صورتش – قسم مي داد بابارو – به فاطمه ، به جدش – تو رو خدا مرتضي – زشته ميون كوچه – بچه داره مي بينه – تو رو به جون بچه – بابا رو دوره كردن – بچه هاي محله – بابا يهو دويدو – زد تو ديوار با كله – هي تند و تند سرش رو – بابا مي زد تو ديوار – قسم مي داد حاجي رو -  حاجي گوشي رو بردار – نعره هاي بابا جون – پيچيد يهو تو گوشم – الو الو كربلا – چواب بده به گوشم – مامان دويدو از پشت – گرفت سر بابارو – بابا با گريه مي گفت – كشتند بچه هارو – بعد مامانو هلش داد – خودش خوابيد رو زمين – گفت كه مواظب باشين -  خمپاره زد ، بخوابين – الو الو كربلا – پس نخودا چي شدن ؟ - كمك مي خوايم حاجي جون – بچه ها قيچي شدن – تو سينه و سرش زد – هي سرشو تكون داد – رو به تماشاچيا – چشماشو بستو جون داد ! – بعضي تماشا كردن – بعضي فقط خنديدند – اون هايي كه از بابام – فقط امروز و ديدن – سوي بابام دويدم – بالا سرش رسيدم – از درد غربت اون – هي به خودم پيچيدم – درد غربت بابا – غنيمت از نبرده – شرافت و خون دل -  نشونه هاي مرده – اي اونايي كه امروز – دارين بهش مي خندين – براي خنده هاتون -  دردشو مي پسندين – امروزشو نبينين – بابام يه قهرمونه – يه روز به هم مي رسيم – بازي داره زمونه – موج بابام ، كليدِ – قفل در بهشته – درو كنه هركسي – هر چيزي رو كه كشته – يه روز پشيمون مي شين – كه ديگه خيلي ديره – گريه هاي مادرم – يقه تونو مي گيره – بالا رفتيم ماسته – پايين اومديم دوغه – مرگ و معاد و عقبي – كي مي گه كه دروغه ( شاعر بسيجي مرحوم :  ابوالفضل سپهر)

 


برچسب‌ها: مذهبي
[ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 10:24 ] [ حسین مهدوی آسیابر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خاموش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم ولی می دانم امّا
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
مرا از بهر پروازم نفس نیست ....
لینک های مفید
امکانات وب